نقد و عنوان نوشته های موفقیت آفرین

نوشته هایی از خانم کاترین پاندر و دیگر بزرگان

مترجم کتابهای کاترین پاندر و ...

گفت‌و‌گو با گيتي خوشدل، شاعر دسته‌گل نرگس‌ها: شاعر به هر چه نگاه كند، آن را جزيي از طبيعت مي‌سازد.

روح آب را نوشيدم و
در دامنت كه گلبرگ شقايق‌ست و
دل پروانه و
پوست نارنج
نيمرخ خدا را ديدم
كه افسانه‌اي تمام رخ بود
گيتي خوشدل از بانوان فرهيخته و براي اهالي كتابخوان‌هاي ما نامي آشناست. هر چند او به جهت ترجمه كتاب‌هايي همچون «شفاي زندگي»، «از دولت عشق» و دهها اثر ديگر و ترجمه سليس آثار «كاترين پاندر» مشهور است اما گفتني آن كه او در حوزة ادبيات و شعر سپيد نيز تاكنون آثار ارزشمندي نظير «مرا از نيلوفر ياد است»، «ميان ياخته‌هاي كوهستان»، «چشم اقيانوس»، «معبد بنفش» و «بانوي جمعه‌ها» را منتشر كرده است.
آنچه در شعر خوشدل قابل تأمل است گرايش واژه اشعارش به مضامين «طبيعت» است. اين شاعر و مترجم درباره ريشه‌هاي علائقش به طبيعت در گفت‌و‌گو با ايانا گفت: نمي‌توان منكر اين مسأله شد كه هر آدمي در هر بوم و مكاني كه زندگي كند و در هر سن و سالي كه باشد، به هر حال با طبيعت رابطه دارد. آب مي‌نوشد، نان مي‌خورد و برروي اين خاك راه مي‌رود. اما درباره علاقه به طبيعت، شايد در مورد بعضي از اشخاص چنين باشد. اما تصور مي‌كنم آنچه بيش از زمان يا مكان در ايجاد علاقه نسبت به هر چيز، از جمله طبيعت، مؤثر باشد سرشت و از آن مهم‌تر انگيزه شخص است.
گيتي خوشدل در ادامه افزود: يادم است وقتي بچه بودم، مادرم مرا وخواهرم را به خيابان نادري مي‌برد تا از پيراشكي خسروي براي ما پيراشكي گوشتي بخرد. موقع بازگشت به خانه براي هر يك از ما يك دسته گل نرگس مي‌خريد. به ياد دارم عطر نرگس با بوي دستكش بافتني قرمزم به هم مي‌آميخت و حتي هنوز يادآوري آن بو را زيباترين شعر زندگي‌ام مي‌دانم.
اين نويسنده با تأكيد بر اين كه «انگيزه» مهم‌تر از حضور در يك مكان و طبيعت است، اظهار داشت: مي‌توانم انساني را مثال بزنم كه سالهاست نگهبان اهرام مصر است. اين شخص شايد هرگز چند و چون اسرار آن را نكاود و اين شغل را صرفاً براي امرار معاش پذيرفته باشد. حال آن كه يكنفر ديگر از اقصي نقاط دنيا به سوي آن بشتابد تا همه عمرش را وقف كشف اسرار آن كند!
شاعر‌ «ميان ياخته‌هاي اقيانوس» افزود: هيچ‌گاه در شعرهايم از روي عمد به چيزي، از جمله طبيعت، نگاه نكرده‌ام. اما طبيعت در شعرهايم جايگاه ويژه‌اي داشته است. از دهان نهنگ و مرواريد و نيلوفر و اقيانوس و صخره و سنگريزه گرفته تا ياخته‌هاي كوهستان و رودخانه و مرداب.
گيتي خوشدل در پاسخ به اين سؤال كه اين گرايش به طبيعت را در شعر ضروري مي‌داند يا خير، گفت: به نظرم نمي‌توان براي شاعر نسخه نوشت يا تجويز كرد كه به مصلحت اوست به كدام عناصر توجه كند. معتقدم شاعر به هر چه نگاه كند، آن را جزيي از طبيعت يا حيات يا هستي مي‌سازد. شايد در لحظه‌اي توجه شاعر به يك گنجينه يا صندوقچه يا صندلي چنان عميق و عاشقانه باشد كه به آن اجسام، جاني را هديه كند كه چون طبيعت و مانند ماهيت زندگي جاودان شود.
دستهايم پرده‌اي مي‌دوزد
براي تولد آسمان
در كوهستان ذهنم
بوته‌هاي چاي
گيسوانت را بو مي‌كشند
پرنده‌ها دلواپس پايان قصه
نمي‌دانند بي‌انتهايي!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 18:17  توسط اسماعیل  |